امشب 23 آبان ، مدت هاست که قسم خورده بودم اینجا رو دیگه آپ نکنم اما باید می نوشتمتا خفه نشم ! باید مینوشتم که چرا حتی جرعت نمیکنم دست به لپ تاپم بزنم و با دیدن فولدر هاش یکی به دلم چنگ میزنه ، نباید ببینمشون ، نباید ببینم که   توی یکی از کنسرت ها مرتضی پاشایی آهنگ یکی هست رو برای خداحافظی میخونه و بعد  چراغ های سالن رو روشن میکنن و همه بلند میشن تا تشویقش کنن .  من همزمان دوربینو میچرخونم و   خودم و همسرم و شین و دوستش همه برای دوربین دست تکون میدیم ، سالن از شدت جیغ و هیجان روی هواس و   چشمامون  از خنده و خوشحالی برق میزنه  اون قد که دلمون میخواد زمان وایسته و همه چی همونطور  که هست تا ابد بمونه ، چند روز بعد  توی اینستگرامش مینویسه که  کنسرت دوم تیر رشت یکی از بهترین کنسرت هایی بود که تا بحال داشته   !

امشب  23 آبان  آرزو میکنم بین این دنیا و اون دنیا یه مرزی وجود داشت تا به اتفاق  شین و همه ی کسایی که این یه هفته مث ما تو خوابم دستشون به رفرش کردن اینستگرام مرتضی و نگرانی برای حالش بود میرفتیم و دم درش وا میستادیم تا کسی نتونه اونو ببره...امشب 23 آبان متنفرم ازینکه انسانم و ناتوان...


دارم میبازمت ای داد بیداد ... :(   پاییز لعنتی 





+ تــاریـخ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ساعـت 1:36 به قـلـم Miss September

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

وسطای جنگل زیر اندازمون رو پهن کردیم و وقتی دراز کشیدیم بالا سرمون چتری از درخت بود و صدای آرامش بخش پرنده هایی مثل بلبل و دیگه هیچی ..  خیلی بهمون خوش گذشت اگه از اون خاطره های ترسناکی که خواهرم اون آخراش برامون گفت فاکتور بگیریم  ، ماجراهای ترسناکی  که آدم به صدای نفس خودشم شک میکنه و  در واقع آخرش دیگه نفهمیدیم چطوری جل و پلاسمون رو جمع کردیم و تا ماشین دوییدیم  !

امروز هم که  جلسه ی دوم کلاسم بود !  بعد از اینکه ناهار همسر جونم رو دادم  تند تند مرغ و سیب زمینی و تخم مرغ رو  پختم  ، رفتم حموم  و اومدم ، فریحا دیدم ، موهامو خشک کردم، چایی گذاشتم ، همسرم  بیدار شد ، براش چای ریختم  و با یه دونه شیرینی دادم دستش ،  با تبلت بازی کرد ، چای ش رو خورد ، بوس خداحافظی رو داد و رفت ،مرغ رو  ریز و بقیه ی چیزا رو رنده کردم ، سالاد الویه درست شد و  گذاشتم  یخچال که شب برمیگردم بی شام نباشم ! ساعت  شده بود 6 . نشستم پشت لپ تاپ و lesson  plan  جلسه ی دوم رو با کمک گوگل جان نوشتم.  ریختم تو فلش و راه افتادم سمت کلاس ! شاگردام یاد گرفتن خودشون رو معرفی کنن ، یه سری مکالمه با هم خوندیم  و دور لغت های جدیدش رو خط کشیدیم ،  قرار بود کلاس بعدی چهارشنبه باشه که بخاطر کنسرت همایون کنسل شد ..   روزم با رفتن دنبال شوشو گوگولی و تماشا کردن  بازی شون به پایان رسید و برگشتیم خونه و به همین سادگی یک روز دیگه از زندگی هم گذشت...

حالا اینجام ، یه لیوان گنده نسکافه واسه خودم درست کردم و دراز کش  در جوار تلویزیون هستم و هر بار که مقداری از نسکافه رو سر میکشم لبم با لپ پریدگی لیوان برخورد میکنه و ازینکه ماگ دوست داشتنی یادگاریم لب پر شده ناراحت میشم !    90  با ولومه بسیار زیبایی تو خونمون در حال پخشه  و طبق معمول  تا وقتی  عادل خان خداحافظی نکنه و  شوشو جان   اسامی دست اندرکاران رو با چشم خودش نبینه راضی به خاموش کردن تلویزیون  نمیشه ! 

 

* نرو بمان  فیوریت  این روزای من که بلافاصله بعد نشستن تو ماشین پخشش میکنم و بی اندازه دوسش دارم...

 

شب تون خوش و رویاهاتون رنگی رنگی.

 

 

 

 

 

+ تــاریـخ سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 ساعـت 1:39 به قـلـم Miss September

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

یه عالمههههههههههههههه نوشتم ، کلی هم عکس آپلود کرده بودم براتون ،  پرید ! دقت کردین چه حس مزخرفیه ؟؟؟ ! دقیقا اون لحظه که میخواستم پست کنم ضبدرو زدم بست ! بلاگفای بی شخصیت خودش باید تشخیص بده قبل بسته شدن همه چیو تو draft  سیو کنه 

دیگه هم وقت ندارم ، دوستم از بندر اومده میخوام ببرمش وسط جنگل نفس بکشه و عکس بندازه و کیفففففف کنه !

 

هنوز عصبانیم

+ تــاریـخ شنبه بیست و دوم شهریور 1393 ساعـت 16:47 به قـلـم Miss September

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

تولدی که امشب دعوت بودیم زمان و مدلش هر دور عوض شدن .  افتاد فردا اونم تو یه آلاچیق لب دریا ، من ته دلم خیلی خوشحال شدم به دو دلیل :  حالا هم من و شوهر گوگولی میتونیم از 5 شنبه مون لذت ببریم و پیاده روی کنیم و من اون لاک هایی که برای درست کردن ناخنم احتیاج داشتم + هدیه ی تولد برای دوستمون  بخریم هم  غروب جمعه برنامه داریم و بیکار نیستیم !

تو این فاصله ای که آب کتری داره جوش میاد تا برای این سردرد بدم یه لیوان چای گنده درست کنم چند تا نمونه دیزاین ناخن براتون آپلود میکنم که با دختردایی همسرم که هر دو عاشق لاک زدن و طراحی ناخن هستیم جمع شون کردیم  تا دونه دونه شو رو ناخنای خودمون پیاده کنیم ! این طرحایی که دارم میذارم جز طرح های فوق العاده ساده هستن برای beginners ها یعنی دقیقا خودم اینو سرچ کردم nail design for beginners  ، چیزهایی که بدون امکانات خاص تو خونه بشه انجامشون داد و ذوق کرد . 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسا باز شد؟ نظرتون چیه ؟ من خودم اونایی که روشون گل های ریز داره رو برای تابستون خیلی دوس میدارم .. 

 

+ تــاریـخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 ساعـت 17:4 به قـلـم Miss September

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

امروز اولین جلسه ی تدریسم به دو تا از شاگردای جدیده ! دو تا شاگرد که میخوان  از پایه ی پایه  شروع کنن و من گیج و ویج دارم از گوگل  دنبال یه lesson plan  خوب براشون میگردم که ببینم از کجا باید شروع کرد !  تا اینجا برنامه ی امروزشون یاد گرفتن فعل to  be  ، یکسری از jobs  و روز های هفته شده و من یه سری عکس های آموزشی کپی کردم تو فلش که پرینت بگیرم ! همیشه فک میکردم شاگردایی که از  ترمای  پایین شروع میکنن کار تیچر خیلی راحت تره ولی الان  که تو موقعیت ش قرار گرفتم سخت تره به نظرم  !

ازونجایی که اصلا و ابدا اهل چرت بعد از ظهری و این حرفا نیستم این تایم از روز یعنی بین 2 تا 5 بهترین زمان واسه انجام دادن کارامه ، تایمی که همسر گوگولی خوابه ، ظرف ها داخل ماشین در حال شسته شدن هستن و من میتونم برای شام برنامه ریزی کنم ، تو نت بچرخم ، با دوستام وایبر بازی کنم و لاکم رو پاک کنم و دوباره بزنم  و از سکوت خونه لذت ببرم !  البته مدتیه که ساعت 3 تا 4 یه سریال به اسم فریحا از فارسی وان پخش میشه که دوستش دارم و یک ساعتی با اون مشغولم.  الان  تو فاصله ای که منتظرم مرغی که پختم خنک شه تا ریش ریش کنمش و یخ اون یکی مرغ کمی آب شه تا برای شسنل تکه تکه ش کنم  بلاگفا رو باز کردم و خواستم یه آپی هم کرده باشم. میخوام برای شام سوپ قارچ و شیر درست کنم به اضافه شنسل مرغ .چی خیال کردین ، درسته بهم نمیاد ولی  واسه خودم یه پا جوجه آشپزم ، تازه سه هفته س که شیر تازه از گاو داری میخریم و من ماست میزنم بجای روغن پالم ماست واقعی میخوریم و کلی از این موضوع خوشحالم   :)  حرف ماست شد بذارین یه چیزی بهتون بگم ، پودر سبوس برنج  رو بخرین و هر روز تو کاسه ی ماستتون به همراه کمی پودر گل  و هر چیز خوب دیگه ای که از عطاری میخرین رو اضافه و میل کنین . میتونین سبوس برنج رو مثل چای داخل قوری دم کنین و وقتی آماده شد اگه داغ میلتون نمیکشه بذارین یخچال و مثل شربت استفاده کنین . من خودم بخاطر بی مزگی سبوس خیلی طرفدارش نبودم ولی پیدا کردن چند تا تار سفید لای موهام مزید بر علت شد که این سبوس رو دم دستم بذارم تا ازش غافل نشم.  خب برم که سیستر جانم ساعت 6 میاد دنبالم بریم برای بنده با تاخیر کادوی تولد بخرن . من خیلی پررو ام  و زورم هر سال به شین میرسه که کادوی در خواستیم رو بهش تحمیل میکنم  .

 

پ ن : راستی مدتیه که شما دوستای مهربون راجع به آیلس برام ایمیل میزنین و چون تعدادشون یکم زیاد شده ترجیح میدم همینجا پاسخگو باشم . در مورد سورس های امتحان و اینکه چی کار کنیم و نکنیم  شاید بعدا یه پست گذاشتم ، خودم از روزی که ثبت نام کردم تا روزی که امتحان دادم 3 هفته بیشتر وقت نداشتم و فقط تونستم دو تا کتاب کمبریج بزنم .  نمره م overall  7 شد .  هرچند برای استرالیا همین 7 کفایت میکنه من راضی نیستم اما خوشحالم چون میدونم اگه بشینم بخونم راحت 8 میارم.  امتحانم ارمنستان بود و  روز امتحان 50 نفر بیشتر نبودیم  !  آرامش سالن عالی بود  و ازونجایی که حرفای بقیه ی شرکت کننده ها رو نمیفهمیدیم نه استرس گرفتیم نه هیچی . اینا اطلاعات کلی آیلس من بودن ، در مورد جزییاتش سوالی بود  برام ایمیل بزنین  در خدمتم و بای 

 

 

+ تــاریـخ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ساعـت 17:4 به قـلـم Miss September

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------