پرندگان پشت بام را دوست دارم
دانه هايی را که هر روز برايشان ميريزم
در ميان آنها
يک پرنده ی بی معرفت هست
که مي دانم روزی به آسمان خواهد رفت
و بر نمي گردد.
من او را بيشتر دوست دارم...
( گروس عبدلملکیان )
*********
تو که دور میشوی شاعرها بهترین شعرهای عمرشان را میگویند .........( مهدیه ی عزیز م )
یکم که فک کردم دیدم واقعا نمی تونم بدونه duchess زندگی کنم ! امشب میرم دنبالش و میارمش ! بسه هر چقدر به اون مبل اخری خیره شدم و واسه جای خالیش گریه کردم !
بسه هر چقدر مامانه بیچارم پا به پای اشکام این دو روز اشک ریخت !!!
بسه هر چقدر این دو روز هر کی اومد خونه مون گفت که پیشی مغروره بداخلاقه لوس کوش؟؟
نه اشتی کردن با اقای گوگولی عزیزم ٬ نه دیدن این کادوی قشنگی که واسم خریدش نه رفتن به بانک و دیدن اون ۲۰۰ تومنی که الکی یهو به حساب عابرم اضافه شده و میتونم حدس بزنم کار کیه اما اصلا حوصله ندارم زنگ بزنم و ازش تشکر کنم و ...... هیچ کدوم نتونستن از یادم ببرن که یه موجوده فسقلی جاش تو اتاقم کمه.... میرم میارمش !!!! من مامانشم و تو این دنیا کسیو جز من نداره و وقتی داشتم میذاشتمش که بیام خونه برای اولین بار چشای مغرورش دست از لجبازی برداشته بودن و داشتن با التماس بهم نیگا میکردن !! :(
پ ن : دلم ازینا میخواد !!! ![]()
چه ربطی داشت ؟ خب دلم میخواد دیگه ...بای ![]()
شمیم خانوم وبلاگتو حذف کردی؟؟؟؟؟؟ نبینم ازینکارای بد بد بکنینا من شب به شب همتونو چک میکنم
شمیم کجاییی؟؟
پ ن ۲ : من خوب بلدم مارکا رو هجی کنم خانومه مارک دان !!! لوئی ویتونو اون طوری که نوشته میشه نوشتم در پست قبل و اصلا برام مهم نبود که حتی تصیحش کنم ! ازینکه وقت میذاری و بلاگ منو
in your damn stupid way تصصیح میکنی ممنونم ! :دی
مرجان جونم از وبلاگ emovi کامنتینگت واسه من پسورد میخواد و یه جوری وا میشه ! الان خیلی وقته ولی همیشه میخونمت ! مشکل از لپ تاپه منه عزیزم ؟
دوستای مهربونم ببخشید که این روزا خیلی کم واستون کامنت میذارم در صورتی که همتونو میخونم !
باید چند نفرو به گوگل ریدرم اضافه کنم ! حواسم هست ...
حال و هوای روحیم خیلی خوب نیس ! یه اتفاقی افتاد که مجبور شدم گربه مو پس بدم به کسی که واسم اورده بود ! سرماخورده بود و بابام غر میزد که ممکنه بگیره بهمون ....
و ........... ۱۰۰۰۰ تا چیز دیگه که باعث شده هر شب به خدا التماس کنم این پاییز لعنتیه نفرینی رو بگذرون که ازش بیزارم !!!!!!
همیشه کسی که میتونه ادمو از افسردگی نجات بده خوده همون ادمه و بس !!!
پا میشم و اتاقمو و کمد لباسامو مرتب میکنم و عروسکا و یادگاری های کوفتی که ازارم میدن رو میچپونم تو کمد....
کتابامو ردیف جلوی خودم میچینم و سعی میکنم همون دختری شم که ۴ سال پیش بدونه درس خوندنه انچنانی و بدون پشت کنکور موندن انتخاب اولشو تو دانشگاه تبریز قبول شده بود و مدرسه اسمشو با افتخار سر کوچه و خیابون میزد....
دنبال کارت عابرم میگردم و هوس میکنم برم بیرون و مانتوی زمستونی و چکمه ی بلند و اون کیفه لویس ویتون و یه تونیک پاییزی با یه عالمه لوازم ارایش تازه و شال و عروسک واسه ماشینم بخرم .....
واقعا که هیچ کی از خود ادم نمیتونه بهتر ادمو از افسردگی نجات بده ...

حوصله م سره ! مشینم پشت لپ تاپ و فولدر به فولدر عکسای خودمو تماشا میکنم !
میرسم به این عکس.....

ـــ مامان چرا به "شین " گفتی اون لحظه از من عکس بندازه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :((((
ـــــ اخه بدجوری جلوی پیرهنه ماتت برده بود !
ــــ خوب نمی تونستی دستمو بگیری بریم واسم بخریش ؟ عاشقش شده بودم منه خر !
ــــ بیا و خوبی کن ! ما ازت عکس گرفتیم که بدیم شمسی حانوم ( یه چیزی تو همین مایه ها بود..شایدم اقدس خانوم :دی ) عینشو از روش واست بدوزه !!!! یه مارکم بهش بچسبونه !
ــــ عِـــــه ؟؟؟ نظرت راجع به باربری یا کله ورساچی چیه ! زیرشم حتما با خط خودش بنویسه made in shomal !
پ ن :ایشششششششششش !تور خدا بروم نیارین که بازوم چقدر سفیددددددد افتاده ! نور فلاش روشنش کرده و اگه اون پیرهن خوشگله نبود با شیفت و دیلیت به جهنم میفرستادمش ! ![]()

دو روزه که تهرانم و هی بارون میباره !!
دوستام میگن همش تقصیر توئه نونوش ! شما شمالی ها هم هر جا که میرین با خودتون بارون میارین !!
مامانم هم از شمال زنگ میزنه و میگه دوشس تپلم سرماخوردگی پیدا کرده ! و فین فین میکنه !
فعلا برم که سیم سیم هی داد میزنه : نی نی بیا قلیونتو کشیدن !
سیم سیم و دوستاش خیلی بزرگن ! ۲۸ سالشونه و فک میکنن ۲۲ ساله ها نی نی ان ![]()
دوست پسره سیم سیم یه چیز جدید راجع به سرو کردنه تکیلا بهم یاد داده ٬ میگه باید اول لیوانه م*ش*روبو بزنی تو یه کاسه پر نمک ! بعد یه جوری با لباش لیمو ترشو میذاره تو لبای سیم سیم که من غششششششششش میکنم از خنده ! میدونن من چقدر تکیلا دوست دارم !
الانم سیم سیم خانوم داره مثلا درس میخونه ٬ من پشت لپ تاپ نشسته م و از شنیدن فحشای ناموسی سیم سیم به پدر مادر حافظ و سعدی دارم از خنده رود برررررررررررررر میشم ! یه کلمه میخونه و یه کلمه میگه : خواهرشو فلانننننننننن کردم !! !!! یه بیت شعر میخونه و میگه : چه گه خوری ....
من دیگه واقعا برم ! بوس بای
پ ن : ببخشید که اینهمه واسم شماره گذاشتین و منه خر تو جشن وبلاگی شرکت نکردم ! میدونین خب من یکم بقوله رامونا فوبیا دارم ! تا مطمئن نباشم همه ی ادمای یه جمعی هم تیپه خودمن نمی تونم شرکت کنم ... برم اونجا بگم چی : من همونم که رو لوگوی وبلاگم یه دختره با شو*رت نشسته ؟؟؟؟ :دی
اونم چی ٬ برم بشینم بغل همینایی ٬ که تا چند روز پیش موقع اون جریانات وبلاگای ماهارو مسدود و کند میکردن ! :دی
پ ن : باران جون کامنتات بهم میرسه ! چشم گلم ! چشم ! واقعا وقت نشده !
توی ایس پک بودیم که یهو دیدم دو تا پلیس مرد و دو تا پلیس چادری از ون "گ*ش*ت ار*شاد " پیاده شدن و دارن میان سمت من و دوستم " نانا " !
تند تند موهای سیخ سیخیمو کردم زیر شال مشکی اما چه فایده که یه کت خیلی کوتاه پوشیده بودم ! "نانا " هم قدش مثه من بلنده و مانتوش خیلی کوتاه بود ! پشت نانا سنگر گرفتم و نانا با قلدریه تموم جلوشون ایستاد !
پلیس زن : این چه تیپیه ! شالت داره از پس کله ت می افته !
نانا : این چه طرز برخورده ! درست صحبت کن ! ماشینمون همین جلوی در پارکه ! پیاده که داریم قدم نمیزنیم !
پلیس مرد : پاشو بیا بریم ببینم !
نانا : من از کجا بدونم شما کی هستی ! کارت شناسایی ت کو ؟
پلیس زن با حرص و صورتی سرخ از عصبانیت : ون ا*رشا*د و بنز الگا*نس به اون گندگی رو نمیبینی ؟
نانا : هر چی ٬ من از جام تکون نمیخورم !
بعد یه دقیقه جر و بحث وقتی دیدن ما کولی تر و قلدر تر ازین حرفاییم و اسگل نیستیم که باهاشون بریم تا سربه نیستمون کنن با قیافه های ضایع شده رفتن ! و ما هم بعد تموم شدن ایس پک رفتیم قلیون کشیدیم !
دوستش دارم ! نه بخاطر انکه رهبرم بوده ٬
نه بخاطر اینکه شاه !
فقط به خاطر انکه در لحظه های من و تو ...
روی تمام قلیان ها نشسته
ناصرالدین شاه......
